هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
379
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
( 1 ) در صحيح مسلم از عايشه نقل شده كه گفت : پيامبر چهار روز از ذيحجه گذشته پاى به مكه گذارد و در حالى كه خشمگين بود بر من وارد شد . گفتم : اى رسول خدا هر كه ترا خشمگين ساخته ، خدا او را به دوزخ ببرد . فرمود : « مگر نمىدانى من به مردم فرمانى مىدهم و ايشان در انجامش ترديد مىكنند ؟ اگر من آنچه را پيش رو داشتم پيش از اين مىداشتم با خود قربانى نمىآوردم تا آنكه آن را خريدارى كنم و همچنانكه ايشان از احرام خارج شدند از احرام بيرون روم » . تمتع در حج قران كه پيامبر آن را به كسانى كه در نيت خود قصد عمره و حج نموده و با خود قربانى نياورده بودند فرمان داد ، يكى از دو متعهاى است كه عمر بن خطاب آنها را حرام كرد و انجام دهندهء آنها را به مجازات تهديد نمود . همانگونه كه در سخن مشهور وى آمده است : « من دو متعه را كه در روزگار پيامبر وجود داشتند حرام مىكنم و انجام آنها را با مجازات پاسخ مىگويم » يكى متعهء حج است كه پيامبر براى كسى كه حج قران بر او واجب بود فرمان داد ، و ديگر متعهء زنان است كه اسلام آن را روا شمرده و در ميان مسلمانان پس از مرگ پيامبر نيز باقى بود و قرآن به حكم آن تصريح نموده و احاديثى نزديك به حد تواتر دربارهء آن وارد گشته است . ولى عمر خويش اين بود كه گاه ايستادگى نموده بر چيزى كه خود پسنديده بود در برابر پيامبر و تصريحات قرآن پافشارى مىنمود ، و بهترين گواه بر اين خوى او رفتارش در حديبيه مىباشد . ( 2 ) در هر حال پيامبر در روز پنجم ذيحجه از منطقهء كداء وارد مكه گشت . چادرهايش را در ريگزار مكه برپا نمود و رفت تا به در شيبه كه به باب الاسلام مشهور است رسيد ، و وارد مسجد گشت . و هفت بار گرد خانه طواف نمود . سپس پشت مقام ابراهيم نماز گزارد و همراه مسلمانان ميان صفا و مروه سعى انجام داد . ( 3 ) در روايت بدايه و نهايه آمده است : چون پيامبر به كوه صفا نزديك گرديد ، خواند : « ان الصفا و المروة من شعائر الله » و سعى را از صفا آغاز